گناهی ندارم ولی قسمت اینه که چشمای کورم به راهت بشینه
برای دل من واسه جسم خسته م منی که غرورو تو چشمات شکستم
سر از کار چشمات کسی در نیاور که هر کی تورو خواست یه روزی بد آورد
برای دل من واسه جسم خسته م منی که غرورو تو چشمات شکستم
واسه من که بر عکس کار زمونه یکی نیست که قدر دلم رو بدونه
گناهی ندارم..................ولی قسمت اینه که چشمای کورم به راهت بشینه
هنوزم زمستون به یادت بهاره تو قلبم کسی جز تو جایی نداره
صدای دلم ساز ناسازگاره سکوتم به جز تو صدایی نداره
تو خواب و خیالم همش فکر اینم که دستاتو بازم تو دستام ببینم
ولی حیف از این خواب،پریدم که بازم با چشمای کورم به راهت بشینم
گناهی ندارم ...............ولی قسمت اینه!
وقتی که بارون می باره چشام از عشق تو خیسه
دل من به قول سهراب زیر بارون می نویسه
چون غروب خیلی قشنگه،تو خودخود غروبی
چی بگم قحطی واژه ست هر چی هستی خیلی خوبی

تمام ادبیات عشق را به یک نگاه می فروختم
اگر لحظه ماندنی بود وخاطره رفتنی.................
ولی.............افسوس که لحظه رفتنیست.....زندگی آب روانیست،روان
میگذرد آنچه قسمت منو توست همان میگذرد!
وهیچ حسرتی در دنیا این چنین یکجا جمع نمی شود
مگر در این سه واژه ی کوتاه :او دوستم ندارد!
ردیف یک هزارویک تو تاریخی که غم داری
به شرح مرگ این عاشق تو به عالم بدهکاری
یه عمرو من طلب دارم از این دنیای وارونه
تموم گریه های من شبیه رود کارونه
ردیف یک هزارو دو تو تاریخی که من مردم
به شرح مرگ این عاشق میگم از جام تو خوردم
چقدر مونده از این احساس بذار پای حساب من
به نام عاشقی که مرد به نامت میزنم دشمن!
ردیف یک هزارو سه تو تاریخی که می باری
به شرح مرگ این عاشق تو به دنیا بدهکاری

مهم نبوده سوختنم دور از توپرپر زدنم
مهم توبودی عشق من نه قصه شکستنم
به افتخار عشق تو میگم که بازنده منم........![]()
ازمن آزرده مشو میروم از خانه ی تو
قبل رفتن توبدان عاشق وبی تقصیرم
تو اگر خسته ای از دست دلم حرفی نیست
امرکن تا که بمیرم به خدا می میرم......
ما مسافر غروبیم خسته از سکوت تاریک
به جدایی تن سپرده به عذاب قصه نزدیک
گم شدیم تو حجم تردید توی دست غم شکستیم
به امید فتح خورشید به ستاره دل نبستیم
زخمی از هجوم طوفان پی بیراهه دویدیم
زورق سحر شکست وما به مقصد نرسیدیم
اما دلخوشیم که با عشق همسفرشد ه دلامون
از سکوت شب نترسید لحن آبی صدامون
میشه هم صدای این عشق مقصد نورو بلدشد
حتی بی نگاه مهتاب از شب حادثه رد شد
روی دیوار اتاقم سایه ات پیدا نبود
بی تو حتی یک دریچه رو به فردا وانبود
آمدی ودر خزان هستی ام گل کاشتی
زندگی با بودنت اینقدر جانفرسا نبود
ناگهان اشکی هراسان میدود برگونه ام
کاشکی آن روزهای خوب جز رویاها نبود
روی برگ عشق مادو،مهرباطل شدزدند
این زمانه جای ما وعشق ما گویا نبود
گریه میکردی وزیبا میشدی در چشم من
چشمهایت هیچ موقع اینقدر زیبا نبود
سالهای سال"واحلل عقدنا "خواندیم لیک
یا خدا نشنید یا اصلا" به فکر مانبود
دل به دریا میزدم خاتون من بودی اگر
حیف چشمان قشنگت قطره ای دریا نبود
رفتی ومن ماندمو مرگی که در جانم نشست
پیش از اینها رویایت اینقدر زیبا نبود!

دلم از خودم گرفته گله ای از توندارم
به خدا تنهاییامو پای تو من نمیذارم
قلب من اگه شکسته تو نبودی باعث اون
توبدی نکردی هیچ وقت بامن زاروپریشون
غصه هامو اگه گفتم تو چرا به دل گرفتی
کی بهت گفته که داری از چشای من میفتی
توکه نوراین چشامی نه یه قطره اشک ناچیز
نبینم دلت بگیره بشی از بهونه لبریز
نمی خوام حتی یه لحظه شک بیفته تووجودت
فکر کنی فرقی نداره واسه من بودونبودت
نمی خوام تواین غریبی توبشی شریک دردام
چه جوری بگم عزیزم سوختن تورو نمیخوام

روزی که گفتی منتظرم باش
رفتی،تنهاشدم وگریستم اما اکنون تنها نیستم
انتظار با من است وهردو باهم می گرییم!
بال وپرش دادم ولی دیگه واسم نمیپره.........!!!!!!
خداگرفتی عشقمو ،جواب قلبمو بده...........

توچشای عاشق تو میشه دریارو نفس زد
میشه تو وسعت چشمات صدکنایه به قفس زد
ای ترانه نخونده واژه واژه شعله ور شو
خط بزن رواین سکوتو یه هجای پرشررشو
تویه آسمون روشن تو یه تیکه از بهشتی
نمی دونی با حضورت چی تو قلب من نوشتی
دستاتو بده به بارون تن جاده ها رو ترکن
کم کن این فاصله هارو به چشای من سفرکن
تورو کم دارمو حالا مثل خون واسه رگامی
چشم تو اونور شیشه س اما هرنفس باهامی
تشنه ی زل زدن تو پشت میله های نورم
تشنه ی موندن با توگرچه تو فکرعبورم
یه قدم تا دستای تو یه قدم تا التهابه
اگه درمونم نباشی حال من خیلی خرابه
بی تو از خاطره دورم بی تو سردو بی غرورم
بی تو این غم سیاهو چه جور از خودم بشورم؟

عید فطر برتمامی عاشقان مبارک!
دلم یه غصه داره
عشقم یه روز بهم گفت
دیگه دوستم نداره
اتل متل جدایی
یه دنیا بی وفایی
گلم منو رهاکرد
من موندمو اشک ودرد
اتل متل ستاره
عشقم رنگی نداره
دلم شده واسش تنگ
دلش خبر نداره
اتل متل یه قصه س
قصه ی من یه غصه س
دلم شده پراز درد
گلم منو پرپر کرد
اتل متل یه درد
یه روز بایه لحن سرد
گفت که منو نمیخواد
به عشق دیگه دل داد
اتل متل جدایی
عروسکم کجایی؟
گاوحسن پریشون
یه دل داره پراز خون
عشقم رفته هندستون
خونه ام شده قبرستون
یه عشق دیگه بردار
یه دنیا غصه بردار
اسمشو بذار بچگی
تا آخر زندگی
آچین واچین تموم شد
عمر منم حروم شد!!

ببین دارم توخلوتم عکساتوروماه میکشم
بدرقه میکنم توروبی اختیار آه میکشم
گریه نکن فقط برو جزمن کی می بخشه تورو
جزمن کی هست که تن بده به غم وغصه های نو
جزمن کی هست که بگذره ازهمه ی آرزوهاش
خودش به طوفان بزنه بگه گلم!ابری نباش
دیوونه ای که عمرشو باقاب عکسی سرکنه
باخنده ای بی جون ودل خستگی هاشو درکنه
همپاترازسایه واست آبی ترازدریابشه
هم گریه بااشکای تو تازه تراز فردابشه
بدرقه میکنم تورو بی اختیار آه میکشم
دوباره دیوونه میشم عکستو رو ماه میکشم
مثل روزروشنه بی تو،عشق من شب سیاهه
شب بی ستاره ای که تو کف نگاه ماهه
اگه یه فریب ساده س،اگه یه دروغه محضه
پیش چشمای تومردن به همه دنیا می ارزه
وقتی گهواره ی عشقی،مث دریا واسه خورشید
بی توسخته دل سپردن ،به طلوع صبح امید
وقتی معنی رسیدن توی دستات خونه داره
درو واکن که یه رویا ،پشت در مونده دوباره

تقصیرتونبود!خودم نخواستم چراغ قدیمی خاطره ها
خاموش شود!خودم شعرهای شبانه ی اشک را،فراموش نکردم!
خودم کنارآرزوی آمدنت اردو زدم!
حالا نه گریه های من دینی برگردن تودارند،
نه تو چیزی بدهکاردلتنگی این همه ترانه ای......!
شاید آنروز که سهراب نوشت
تاشقایق هست زندگی بایدکرد
خبری از دل پردرد گل یاس نداشت
باید اینگونه نوشت:
هرگلی هم باشی زندگی اجباریست
زندگی باید کرد......
